تبلیغات IT EverY TiMe EverY Where
لایه دوم لایه دیتا لینک یا همون پیوند داده هست
مهمترین وظایف این لایه :
خطایابی و کنترل خطا و همینطور کنترل جریان هست
جلوگیری از به دام افتادن گیرندۀ با سرعت پائین در دام فرستندۀ با سرعت بالا
کنترل دسترسی چندگانه به کانال مشترک یکی دیگه از وظایف این لایه هست
همچنین آدرس دهی فیزیکی MAC address به عهده این لایه هست
خطایابی یا Error detection یکی از وظایف این لایه هست
شامل پیدا کردن اشکالات و خطاهای ایجاد شده در ارسال و دریافت داده و همینطور خطاهای ایجاد شده در قاب های داده میشه
کنترل جریان ( جلوگیری از به دام افتادن گیرنده با سرعت پائین در دام فرستنده با سرعت بالا )
مثال عینی این موضوع ( همونطور که استاد گفت ) حرف زدن هست ؛ وقتی یک نفر تند تند با شما صحبت کنه ، یکی در میون حرف هاش رو میفهمید ! به این میگن افتادن در دام فرستنده با سرعت بالا !
در دنیای کامپیوتر هم این موضوع اتفاق میافته ، وقتی که فرستنده با سرعت بالا یک سری داده رو برای گیرنده با سرعت پائین میفرسته اون بسته ها در درگاه وروردی گیرنده میمونه به این علت که گیرنده توانایی پردازش اون همه بسته رو نداره و برای پردازش یک قاب داده به یک مقدار زمان نیاز داده که در همون حین قاب داده بعدی میرسه و چون به موقع به گیرنده نمیرسه در سیم از بین میره
لایه دو مدل OSI وظیفه داره جریان رو به نحوی کنترل کنه که این موضوع برطرف بشه
منظور از کنترل دسترسی چند گانه به کانال مشترک اینه که اگر در یک شبکه خیلی ساده با دو تا کامپیوتر که به هم متصل شدن باشیم و هر دو گره ( کامپیوتر ) شروع به ارسال کنن ، در طول سیم به هم برخورد میکنن و از بین میرن ، به این اتفاق ، تصادم یا collision میگن
یه الگوریتم به اسم CSMA/CD در هر گره ( کامپیوتر ) وجود داره که از اتفاق جلوگیری میکنه ، حالا چه ربطی به لایه دو داره نمیدونم ! باید بپرسم ولی خب شاید هم توسط لایه دو کنترل میشه
کار این الگوریتم چیه ؟
1. شنود حامل : اول میاد پورتهای وروردی رو گوش میکنه و بررسی میکنه که آیا در این لحظه بسته ای در حال ورود به گره هست یا خیر ؟
2. بعد از این مرحله اگر شبکه مشغول نبود شروع به ارسال بسته ها از طریق پورت های خروجی میکنه
3. در زمان ارسال به کار گوش دادن خودش ادامه میده
4. اگر تصادم رخ داد تمام فرستنده ها رو از ادامه ارسال منع میکنه
5. هر کدوم از کامپیوترها در شبکه که تصادم رو تشخیص داد به اندازه یک عدد که تصادفی بوجود میاد منتظر میشه و بعد از اینکه اون عدد تصادفی به پایان رسید دوباره از مرحله اول شروع میشه
میبینید ، این معقولانه تریم راهیه که مخ های شبکه تونستن بسازن که در این الگوریتم احتمال تصادم به پائین ترین حد ممکن میرسه
آدرس دهی فیزیکی رو هر وقت خوندم در یک بحث جدا کامل براتون میگم
لایه نتورک با شبکه
در این لایه یکی از مهمترین کارها اتفاق میافته
آدرس دهی منطقی براساس موقعیت فیزیکی IP
مثال دنیای واقعی آی پی میتونه شماره تلفن های مخابرات باشه ؛ شما از روی کد تلفن میفهمید طرف مقابل در چه کشوری و در کدوم استان زندگی میکنه و همچنین از روی شماره تلفن میفهمید در کدوم محدوده از اون شهر یا استان زندگی میکنه
IP هم تقریبا به همین صورت عمل میکنه ، شما از روی یه IP میتونید تشخیص بدید کامپیوتری که شما با اون در حال تبادل داده هستین کجای این دنیاست ؟!
همین طور در مورد IP باید بگم که : آدرس آی پی مثل آدرس خونه میمونه و از طریق اون محل کامپیوترها مشخص میشه و هر کامپیوتری در یک شبکه آی پی منحصر بفرد داره و اگر آی پی دو کامپیوتر در یک شبکه مثل هم باشه اون شبکه میتونه با مشکلاتی مواجه بشه
همچنین لایه شبکه وظیفه مسیر یابی و هدایت قاب های داده به سمت شبکه گیرنده رو بعهده داره ( از بهترین و کوتاه ترین راه ) به مسیر یابی در زبان انگلیسی routing و به مسیر یاب router گفته میشه


تعریف کتاب از پروتکل اینه : به قواعد رمزها و مقررات مورد توافق برای ارسال داده ها پروتکل می گویند .
فکر می کنم هر نوع قانونی که در تبادل اطلاعات بین دو گره وجود داشته باشه رو پروتکل می گن . بازم صحت و سقم این مطلب رو می سپارم دست بازدید کننده های گرامی که بیان نوشته های منو تصحیح کنن !
و همچنین اینجوری که این تو می خونم نوشته شده که پروتکل های مختلفی وجود داره برای اینکه لایه های مدل مرجع بتونن یک ارتباط مطمئن رو بین دو تا گره توی شبکه ایجاد کنن !
پس من به این نتیجه رسیدم که پروتکل بین لایه ها هم دارای مفهومه !
حالا این وسط من توی خماری این مسئله موندم که مدل او اس آی در شمای کلی ، خودش یه پروتکل هست یا فقط یه مدله مرجعه برای استفاده در انواع شبکه ها ؟!
باید این سئوال رو از استاد عزیزم بپرسم ، خبرشو بهتون می دم !
کتاب می گه :
برای بخاطر سپردن هفت لایه مدل مرجع از این جمله استفاده کنید :
All Paket Should Take Network Data Path
All ( Application )
Packet ( Phisical )
Should ( session )
Take ( Transport )
Network ( Network )
Data ( Data-Link )
Path ( Presentation )
ولی اینجانب چون از اجنبی جماعت بخاطر تحریم هایی که به ما روا داشتن دل خوشی ندارم خودم اختراع می کنم .
من می گم :
اول باید از لحاظ فیزیکی شرایط رو آماده کنیم ! بعدش داده ها تولید بشن و آماده برای ارسال ! بعدش اونها رو از طریق یه ارتباط بصورت شبکه ارسال می کنیم ! داده ها توی اون رابط انتقال پیدا می کنن ! و یادتون نره که برای اینکه این دو تا گره زبون همو بفهمن ، باید بین این دوتا زبون نفهم ، یه میتینگ یا جلسه راه بندازیم ! بعدش داده هایی که ما از این گره فرستادیم ، برای نمایش توی گره اونوری ، نیاز به یه برنامه کاربردی دارن !
والا من که با این روش سعی کردم این هفت لایه رو به خاطر بسپرم ! قبول دارم خنده دار بود ولی به قول یک و یک : سخته ولی ممکنه !
راستی جو نگیرتتون برین توی همه نوع شبکه بگردین هر هفت لایه رو پیدا کنید چونکه این کتاب خوشگل متذکر شده که این مدل مرج فقط یه مدله و حتما قرار نیست هر هفت لایه توی همه نوع شبکه به کار بره !
خود کتاب گفته مثلا اترنت تنها از دو لایه اول استفاده می کند
ادامه این برنامه را در قسمت بعد ببینید ...